تبليغاتX
پری دریایی
 

 به نام خدای مهربون

 

بازم سلام

 

یه پنچ شنبه ی دیگه و بازم من !

 

امروز هنر دسته خودمو اوردم براتون !

 

همون عکاسی دیگه

 

این خیلی قشنگه .. یه غروب رویایی لب دریا .. !

 

دیگه اوستایی شدم واسه خودم

 

            

                   ***   ***    ***    ***   ***   ***   ***   ***   ***   *** 

 

 

 

 

                 ***   ***   ***   ***   ***   ***   ***   ***   ***   ***   ***   ***

 

 

و اما چند نکته کنکوری !!

 

۱ : عید سعید قربان مبارک ( اینجا که ۴ شنبه بود نمیدونم چرا اینقده فرق دارن با هم )

 

۲ : شب یلداتون خوش !

 

۳ : من در حسرت یه شب یلدای دسته جمعی زیر کرسی با مامان و بابا بزرگا و بچه های فامیلم ... اما هیچوقت تجربه ش نکردم

 

۴ : قدر داشته هاتونو بدونید ! ( یه نصیحت خواهر برادری ! )

 

                            **    **    **    **    **    **    **   **    **    **

 

 

ممنون که اومدین ..

 

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت   توسط سیده فاطمه  | 

 

به نام خدای مهربون

 

سلام

 

خوبین ؟ خوشین ؟؟

 

امروزم یه روز مثله همه روزای دیگه س با این تفاوت که بدجوری دلم گرفته ..

 

 

چند وقت پیش میشه گفت ۲ یا ۳ هفته پیش داشتم تو اینترنت میچرخیدم عکس یه بچه

فلسطینی رو دیدم که روی گوشش نقش الله هستش خیلی برام جالب بود گفتم برای شمام بزارم که

 ببینیدش .. لینکشم میزارم اگه میخواین اطلاعات بیشتری داشته باشین

 

 

 

لینک مربوطه !

 

 


 

 

این بچه هم که خیلی جیگره .. شبیه فندقه ! 

 

ولی بیشتر منو یاد یه شخصیت کارتونی میندازه ! یادم نمیاد اسمش چی بود !

 

 

 

 

 

بازم روزای هفته گذشتنو تموم شدن و دوباره شد جمعه ..جمعه ها هم میگذرن و میرن ..پس اون جمعه

موعود کی میاد ؟؟!؟؟

 

ما ها رو شبای جمعه یادتون نره ..

 

در پناه حق باشید ..

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت   توسط سیده فاطمه  | 

 

سلام دوستان

 

حالتون خوبه

 

منم خوبم ..ممنون

 

امروز تولده ! تولد من ؟ نه ! ... تولد وبم ؟ نه ! ... پس تولد کیه ؟؟

 

امروز تولد داداشمه

 

کشت خودشو که مجبور شدیم واسش تولد بگیریم !

 

امروز از مدرسه که اومد کپ کرد اخه تحویلش گرفته بودیم واسش بادکنک چسبونده بودیم به در و دیوار !

 

امشب یه تولد حسابی براش گرفتیم

 

البته کلی گند زدیم به خونه با برف شادی و شرشره و اینا که بعد از تولد مجبور شدیم همه رو تمیز کنیم خودمون

 

 

 

 

اینم از این پنجشنبه ما ...

 

ممنون که اومدین و خووندین ...   شاد باشین

 

 

    یا علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت   توسط سیده فاطمه  | 

 

سلام سلام

 

خوبین شما ...

 

امروز یهو یادم اومد که ۵ شنبه س و گویا باید اپ کنم ..

 

وای میدونین فردا ازمون دارم باورتون میشه اگه بگم هیچی نخووندم همینطوری میخوام برم سر

جلسه      

یه چیز جالب دیگه هم هست اینکه نمیدونم چرا این معلم فیزیکمون اینقدر با من لجه !!  نمیدونم چی

کار کردم سر کلاسش که همش بهم گیر میده ..اصلا عقده ای شدم که این یه بار بیاد سر کلاس ما ولی

 منو صدا نکنه ...  از هر چی معلم فیزیک و کتاب فیزیک و ایناس دیگه بدم میاد ...اه ه ه ه ه ه

راستی میخواستم عکسای هنریه خودمو  براتون بزارم منتهاش هنوز بلد نیستم حجمشونو کم

 کنم ... .

ولی یه دونه میزارم نقدا ...

 

این عکسه تو یه پارکه به نام زعبیل که اینجاش ادمو یاد شمال میندازه

 

 

 

اها راستی یه چیزی بگم که حرص بچه مدرسه ایها در آد  ..  اینجا ۱ شنبه و ۲ شنبه تعطیله به این

 علت که عید استقلال اماراته  .. واسه همین به تعطیلات اخر این هفتم ۲ روزم اضافه شد ۵ روز

 حالشو میبرم

 


 

امروز جمعه بعد از ازمون : 

 

 اقا رفتم سر جلسه یخده هم دیر رسیده بودم اومدم سوالا رو ورداشتم شروع کردم به تست زدن هی

 سوال اول رو خووندم دیدم نمیفهمم بیخیال شدم الکی زدم  سوال دوم دیدم بازم بلد نیستم بازم الکی

 زدم اقا یعنی تا اخر سوالا رو همینطوری شانسکی زدم رفت یه سری رو هم اصلا حوصله خووندنشم

 نداشتم شانسی زدم دیگه  اینقدر برگه پاسخنامم خوشگل شد ..فقط مونده بود که درخت و

خونه و ماشینم توش بکشم  .. خیلی بد بود یه نتیجه خیلی مهمی که داشت این بود که فهمیدم در

 طول این سه سال دبیرستان که سهله در طول ۱۱ سالی که درس خووندم هیچی نفهمیدم  .. ..

 

 

ممنون از همتون ..

در پناه حق

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت   توسط سیده فاطمه  |