یکشنبه بیستم آذر 1390
وقتي دوستي ها فراموش ميشود
اينجا متعلق به اولين دوست مجازي منه
ممكنه ديگه هيچوقت تو فضاي نت نياد يا اگه بياد اونقده مشغله داشته باشه كه حتي يادش نباشه اولين بلاگش چي شد ! اما من هنوز به ياد اولين دوست مجازيم هستم
هنوزم وقتي امتحان ميدم ياد نحوه تست زدنش تو برگه فيزيك ميفتم . هنوزم موقع تست زدن خندم ميگيره و ياد مطالب بلاگش ميفتم .
صد حيف كه اين ويروس نذاشت كه مطالب بلاگش رو داشته باشم . يادمه همه وبلاگش رو دانلود كردم تا براي هميشه با خوندن مطالبش خوشحال باشم . اما نشد .
شايد دنيا نميخواد .
شايد .....
به هر حال تا 12 بهمن چيزي نمونده :)
----------------------------------------------------
چه زود دوازده بهمن گذشت ! دوازده بهمن تولدش بود . گذشت . به هر حال اميدوارم هر جا باشه خوشحال ، سلامت و سر حال باشه ...... همين /
----------------------------------------------------
اضافه شده در 21 بهمن 90 ساعت 1:20 بامداد : هر سال 12 بهمن ميومد . امسال دوازده بهمن نبود . يعني كجاست ؟! يعني چي ميكنه ؟! يعني .... نه ! حتما سلامته . براش دعا ميكنم هرجاست سالم و سلامت باشه و خوشحال . همين /
و اين آخر ماجراست و چه زيبا همه چيز تمام ميشود / واسلام / mxu.blogfa.com
پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389
برای یک دوست
حیف نیست ؟
اما خوب ...
بلاگ عاشق تنها با موضوع برای یک دوست بروز شد . جهت ورود به بلاگ اینجا کلیک کنید )اینجا(
سه شنبه هفتم دی 1389
یک آپدیت
آخه چرا یه نفر اینقده باید مطرح باشه ؟ خوب باشه ؟ اصلا مثل ، مثل ، نمیدونم چی بذارم اینجا که جور جور باشه !
یه بلاگ که الان دیگه توسط مدیر قبلیش حتی سرکشی هم نمیشه اینجوری کامنت داره :
"سلام امیدوارم که این جا رو بخونی.
من همیشه به یادتم و وقتی اسمتو دیدم همون لحظه ی اول فهمیدم که خودتی. 
دوستت دارم دوست قدیمی.
ممنون که یادی از ماکردی.
بازم بیا.برام بنویس.
خداحافظ
"
یعنی اینقده ؟ واقعا که دنیای مجازی چقدر پر رمز و رازه !
داداش ، آبجی ! این بلاگ دیگه بوسیله پری دریایی آپدیت نمیشه . والسلام . منم یکی دیگم (mxu)
شنبه دهم بهمن 1388
تولدت مبارک :)

حرفی برای گفتن نیست . تنها ... تنها ... تنها ...
تولدت مبارک :)
دوشنبه هفدهم فروردین 1388
نمیدونم چرا از رو نمیره
اما باور کنید از رو نمیره . اصلا شاید دلش نخواد آدرس وب جدیدشو بده به ما .
پس ...
خدا خودش تو زندگیش همراهش باشه .
بازم دلم براش تنگ شد میام همینجا اما دیه هرگز اینجا رو آپ نمیکنم !
۷ خرداد ۸۸ ِ مثل اینکه دلم تنگ شد براش !
۱۶ خرداد ۸۸- نمیدونم . شاید !!!
چندم خرداد بعد از امتحان پول و ارز . حتما دیگه ....
۷ تیر دلم تنگ شد ... و اینه دل تنگی دیگران .. بخونید :
(سلام دوست عزیز : بعد از مدت ها دوباره صفحه وبلاگتون رو دوباره باز کردم تا از مطالب داغ وبلاگتون بهره مند شم_وبلاگ قلم نو دوباره کار خودش رو شروع کرده از شما دوست گرامی خواستار بازدید از این وبلاگ و همچنین در جریان گذتشتن آپ هاتون ما رو بذارید! سبز باشید خدا نگهدار)
سیده فاطمه رفته ... کی میخواین حالیتون بشه ... هان !
چندم مرداد : نمیاد دیه . خودمم نمیدونم . اصلا .......... {گریه}
۱ شهریور : فک کنم (یعنی مطمئنم) اگه بخواست بیاد تا حالا میومد دیه . منتظر نموندن بهتره . شاید هیچ وقت دیگه نیاد اما اولین دوست مجازی من رو هیچ وقت فراموش نمیکنم . سیده فاطمه خانم امیدوارم هر کجای دنیای بی مرام باشی ُ بامرام باشی و سلامت .
به امید روزی که آنروز روز باشد و نه شب .
تمام .
